پارک ارم و باغ وحش
سلام تاج سرم جمعه رفتیم خونه بابای بابایی و تو وقتی رفتی اونجا کلی براشون کلاس گذاشتی و تحویلشون نمیگرفتی یعنی من شما رو نمی شناسم اصلان خیلی بامزه بود آرومنشسته بودی بغل مامانی و از جات تکون نمیخوری یعنی آرامش قبل از طوفان ولی بعد از اینکه یخت باز شد شروع کردی به شیطونی و همه چی ریختی بهم الهی فدات بشم بعدازظهرشم رفتیم باغ وحش و پارک ارم خیلی بهت خوش گذشت و ذوق میکردی خیلی از پارک خوشت میاد و دوست داری الهی فدات بشم اگر که خسته نبودم بهت قول میدادم هر روز ببرمت پارک ولی الان باید مامان و بابا رو درک کنی و هر موقع یه کم حالمون بهتره و خسته نیستیم میبریمت پارک چون ما هم از شادی تو شاد میشیم تاج سر مامان و بابا.
راستی کلمات جدیدی که یاد گرفتی
سنگ
آفتاب
کاغذ
آمان = آرمان
پاک یا دو و سه و تاب تاب = پارک
و اسم خودت ماها الهی قربون اون ماها گفتنت برم مامانی
و وقتی هم میخوای خودتو برای یکی لوس کنی که اگه چیزی میخوای بهت بده یا ببرت بیرون میگی دایییییییی یا ماماااااااا اسماشون میکشی نانازم
دوستت دارم وجود مامانی
بوس


پارک ارم و باغ وحش
